مهتاب می میرد
رنگین کمان می شکند
یخ آب میشود
مرد ولی
هماره ایستاده
به دلت فکر کن
به آغازی که از آن آمده ای
و دراین دوباره آغازیدن
یا برای درد آغوش باز کن
یا زندگی را با عشق باور کن